الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

251

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

توحيد است ولى اين براهينى كه به حول و قوّهء الهى از فرمايش امام عليه السلام استفاده مىنماييم ، استدلال به اخبار انبيا و اجماع و اتّفاق آنها نيست بلكه آنچه موضوع دليل نفى شرك است نيامدن رسول از جانب اوست كه نفس نيامدن پيغمبر از جانب شريك مفروض ، يكى دليل بر عدم شريك است ، و ديگر عدم آثار ملك و سلطان ، و سوم شناخته نشدن افعال و صفات شريك . اكنون با دقّت ، شرح و تفسير اين بيانات شريفه را در ضمن چند وجه ملاحظه فرماييد . اوّلين وجهى كه در شرح اين بيان كامل امام عليه السلام مىگوييم اين است كه اگر ذات إله حكيم ، خالق ، صادق ، قادر ازلىِ ابدى ، متعدّد باشد و شريك و ثانى و تالى در وجود با او فرض شود ، حق تعدّد إله حكيم خواهد بود و بر اين تقدير ، بر هر يك از آنها بعث رسل براى دعوت به شرك و تعدّد إله كه بنا بر اين فرض ، حق است ، واجب مىباشد ، ليكن از عدم معلول و اينكه پيغمبرى كه دعوت به شرك كند نيامده است ، به عدم علّت كه وجود شريك باشد پى مىبريم و باطل بودن شرك و حق بودن توحيد ثابت مىشود و بنابراين به نحو مطلق ، وجه عدم وجود شريك ثابت مىگردد . وجه دوم اينكه بگوييم اگر براى خداوند متعال كه ربّ ما و همهء ماسوى است شريكى باشد ، اين شريك هم مثل او قادر و حكيم و داراى صفات كمال و اسماءالحسنى است و گرنه شركت حاصل نمىشود . بنابراين - چنان كه در وجه اوّل هم گفتيم - حق تعدّد و دوگانگى ذات إله مىشود ، پس بر شريك حكيم واجب است كه براى دعوت به حق كه اثنينيّت و تعدّد است و براى رفع جهل و راهنمايى بندگان ، بعث انبيا نمايد و گرنه لازم مىشود يا حكيم و هادى نباشد و يا اينكه عاجز باشد ، و چون